تبليغاتX
عاشقانه

هرگز تو را فراموش نخواهم كرد حتي اگر مرا از ياد ببري و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا كه تو را

 

دوست دارم ديوانه وار عاشقت شدم چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم با چشمانت وجودم را دگرگون

 

ساختي  اگر تو نبودي هرگز عاشق نمي شدم نه تو از عشق من دست مي كشي و نه قلب  من از

 عشق

 

توروي گردان ميشود سوگند كه وجود تو د رسرنوشت من نوشته شده است  و اگر با مژگانت اشاره اي كني

 

فرسنگ ها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولاني است وقلبم درارزوي  تو مي سوزد انگاه كه

 

در برابر ديدگانم دور شوي  خورشيد وجودت پنهان مي گردد  و ابر هاي غم الود مرا در بر مي گيرد و به

 

دنياي غريبي  مي برد  هميشه در قلب من حضور داري و عشقت زندكيم را گلباران كرده است تمامي

 دنيا

 

رابا قلبي پر از رمز و راز  به دنبالت طي كردم محبوبم هميشه به انتظاربازگشتت خواهم بود

 

روي پلي ايستاده ام و در تاريكي انتظار مي كشم  فكر مي كردم  تا به حال به اينجا رسيده اي اما در اينجا

 

چيزي جز بارش باران نمي بينم حتي رد پايي هم بر روي زمين وجود ندارد در جستجوي پناهگاهي يا چهره

 

اي هستم كه مرا ياري دهد ايا اشنايي هم وجود دارد چرا كه هيچ چيز درست پيش نمي رود همه چيز اشفته

 

است شايد من عقل خود را از دست داده ام تو مي داني هيچ كس دوست  ندارد تنها باشد ايا كسي نيست كه

 

درجستجوي من باشد تا مرابا خود به خانه ببرد؟ چه شب سردونمناكي است ومن درتلاش براي درك

 اين

 

زندگي ام ايا تو دستم را دردست خود نميگيري  تا مرا  به مكهن تازه ببري ؟ من نمي دانم تو كي هستي  اما هر كه هستي در كنارت خواهم ماند 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:8 توسط مونا |