تبليغاتX
عاشقانه

رنگ قرمز را دوست دارم چون رنگ خون است

خون را دوست دارم چون در قلبم جاری است

قلبم را دوست دارم چون جای دوست آنجاست

دوست را دوست دارم چون با آن زندگی زیباست

سرنوشت 3 دفعه به ادم دروغ ميگه .اول وقتي بدنيا مياي.دوم وقتي كه عاشقت ميكنه و بار اخر زندگي رو ازت ‏م

يگيره كه بفهمي همش خواب بوده وبس

 

زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم

 

برای پرواز از صبح به شب باید با اشک از غروب رد شد

انتظار ... انتظار ... و باز هم انتظار ... واژه غریبی است

آه ... آه ... خدایا این انتظار چیست ؟

پروانه عاشقی که از شمع دور است غمخواری جز گل ندارد

سکوت سدی است در برابر سیلاب اشک

گردباد عشق خانه دل را در هم میشکند

آیا تکه نوری پیدا میشود تا دل تاریکم را روشن کند ؟

خنده من همچون قایقی است که بر غرق شدن سایه خودش می گرید

ماه بدون ستاره همچون خورشید بدون غروب است

رنگین کمان باران اشک را تنها عاشق معشوق می بیند

سر انجام شمع بی پروانه خاموشی است

کوه عمری با سایه اش در آب صحبت میکند اما آدمی چه ؟

عاشق به فکر هیچ نیست جز معشوق

اگر نگاه نبود این قصه عشق تمامی داشت

امشب دوباره آسمان دل من ابری است.نمیدانم که به ارتکاب کدامین گناه

باید اینگونه مجازات شوم.لبهای خشکیده من چندیست که در حسرت

خندیدن شب را صبح می کنند .

دیگر خسته شده ام از این زندگی تکراری از این روزگار یکنواخت.هر شب به

امید اینکه فردا را قدری متفاوت تر از قبل آغاز کنم به خواب می روم.

ولی افسوس!

افسوس که فردا نیز می آید و می رود.روزها از پس هم عبور می کنند وبرای

پیوستن به شب از هم پیشی می گیرند

زندگي سه چيز است :اشکي که خشک مي شود.. لبخندي که محو مي شود....و ادمي که در عالم تنهايي باقي مي ماند........

 

  هيچ وقت اميد يک نفر رو ازش نگير شايد اون آخرين چيزيه که براي از دست دادن داره!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 12:17 توسط مونا |