سخت ترين ديدار ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش داري بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس تمام روزهايي که تنها بودي

کسي درد خنديدنم را نفهميد
و از ريشه پوسيدنم را نفهميد
همان اول راه او از من جدا شد
که به بيراهه پيچيدنم را نفهميد
زمين و زمان پشت سر ميزد اما
کسي بر زمين خوردنم را نفهميد
چنان نرم و آهسته در خود شکستم
که حتي ترک خوردنم را هم نفهميد

در آغوش رويا بودم كه حرير نگاهت طلوعي ديگر در شب هاي تنهايي ام زد ، حريم عشق تو سپيده عشق من شد و در حريم نگاهم حس غريبي جوانه زد و قصر يخي من را از روزهاي خاكستري پاك كرد اينك ردپاي عشق تو باعث پيمان قلبهاي ما شد

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

نگاه زیبایی را دوست می دارم
که دران متولد شده ام زندگی می کنم وخواهم مرد
نگاهی که از ان توست
و نمی دانم چگونه قلب سنگی ام را به دام انداخت
من که تا دیروز می گفتم عشق
بچه گانه است
اکنون بسان طفلی هستم در اغوش پر مهرت
و تو این را خوب می دانی
می دانی که وجودت سایبانی است برای شکفتن
نیلوفرانی که صادقانه در باغچه عشقمان روییده اند
اما افسوس دیر زمانی است
که پرتو نگاه زیبایت در افق چشمان
منتظرم غروب کرده است و نمی دانم
تا کی طلوعی دوباره کند

اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايش گر اشتياق راستين من نسبت توست
هاست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلب
توست اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و
دوستت دارم پايان جدايي هاست اگر كلمه
دوستت دارم پس با تمام وجود فريادميزنم

