تبليغاتX
عاشقانه
آرزو دارم يك بارسرت را بر روي سينه ام بگذاري تا تپش نامنظم قلبم را احساس كني ، ولي از آن ترسم كه قلبم به احترامت بايستد

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن
چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن
چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن
عزیزم نام تو بر قلبم  خالکوبی شده تا فراموشت نکنم
عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم
یک روز دیگر هم بدون تو گذشت

همه در حسرت يك پروازند ، من به پرواز نمي‌انديشم به تو مي‌انديشم به تو كه عزيزتر از انديشه‌ي يك پروازي

لحظه های آَشنایی مثل یک مهتاب بود در پس کوچه های تیره ام شبتاب بود از غروبی که به قلبم گل نشاندی ماه من قلب من هر لحظه با یاد تو مهتاب بود

همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوست داره اما اونی که با تو داره گریه میکنی 

به كودكي گفتند :عشق چيست؟ گفت : بازي

 به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي

به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت

به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر 

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست

 به گل گفتند: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره

به پروانه گفتند: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره

 به اتش گفتند عشق چيست؟ گفت: از من سوزنده تره

به عشق گفتند تو آخر چه هستي ؟؟؟..

گفت نگاهي بيش نيستم

عشق عشق مي آفريند.
عشق زندگي مي بخشد.
زندگي رنج به همراه دارد.
رنج دلشوره مي آفريند.
دلشوره جرات مي بخشد.
جرات اعتماد به همراه دارد.
اعتماد اميد مي آفريند.
اميد زندگي مي بخشد.
عشق عشق مي آفريند.
و از عشق مردن ....
سفريست به سوي خدا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:36 توسط مونا |