عشق چیست؟
عشق بر احترام مبتنی ست.عشق برای کسی احساس تاسف نمی کند
اما سرشار از همدلی ست.
عشق چشمداشتی ندارد .وقتی عشق می ورزیماز توقع و چشمداشت
تهی هستیم.
ما عشق می ورزیم زیرا میخواهیم که عشق بورزیم.تو وقتی برای من
متاسف می شوی که برای من احترامی قایل نباشی.
یعنی مرا آنقدر قوی نبینی که از عهده ی این کار
برآیم.
از طرف دیگر عشق از احترام جدا نیست .من تو را دوست دارم یعنی باور
دارم که تو از عهده ی عشق بر می آیی.
باور دارم که تو به اندازه ی کافی قدرت انجام این کار را دارییعنی آنقدر خوبی
که می توانی به موقع دست به انتخاب های درست بزنی
اگر زمین بخوری دست من هست که دست تو را بگیرد من می توانم
کمکت کنم تا بر خیزی.
من می توانم بگویم این شفقت و همدلی ست اما بی تردید احساس
a
عشق مطلقا مسئول است هر فکری که به خاطرمان خطور می کند هر
فکری که به خاطرمان خطور می کند
هر عملی که از ما سر می زندتبعانی دارد. ما به هر حال با تبعات افکار
و اعمالمان روبرو می شویم
هر انسانی چه بخواهد چه نخواهد مسئول اعمال خویش است.
عشق همواره مهربان است و این مهربانی تورا سخاوتمند می سازد
و تمامی در ها را باز می کند
عشق سخاوتمند است.
عشق بی قیدو شرط است .در را عشق ام اگری وجود ندارد
شرطی وجود ندارد
من تورا همان طور که هستی دوست دارم
و تو آزادی هر طور که می خواهی
باشی

خورشيد آواره وار طلوع کرد ديوانه وار انتظار کشيد ومعصومانه غروب کرد و شايد ماه نمي داند چرا آسمان شب مال اوست

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ
