تبليغاتX
عاشقانه

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم
چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم
که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي
و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد
رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

ای غریبه من غریبم آشنایم می شوی ؟
آشنا با گریه های بی ریایم می شوی ؟
در غریبستان قلبم التماس عاشقی است
آشنا با گریه ها با خنده هایم می شوی ؟

اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من

در افق دور دست به دنبال روزنه ی امید می گشتم: به دنبال دوستی رفیقی و همراهی که تو را با آن لبخند معصومانه ات دیدم نگاهت کردم نگاهت همچون تبری بر قلبم نشست در دلم جای گرفت و آنگاه با زبان بی زبانی گفتم دوستت

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 17:33 توسط مونا |